تبليغاتX
فمینا

 

مدتهاست تو اين فكرم كه با وبلاگم چي كار كنم وبلاگي كه حرفي برا گفتن نداره و دير دير به روز مي شه به چه دردي مي خوره .

ولي راستش مونده بودم كه چي كارش كنم . كاملا از صفحه روزگار پاكش كنم يا بزارم همين جوري بمونه وهيچ چي ننويسم ....

تصميم گرفتم يه كار تركيبي انجام بدم . يعني اين كه حذفش نكنم و يه ياداشت ( مثل اين ) بنويسم و بگم كه مي رم ولي نمي دونم تا كي . شايد برگشتم و شايد هيچ وقت نه ....

براي اين كارم دلايل زيادي دارم شايد به صد تا برسه كه البته آخرينش بي انگيزگيه. سطر سطر اينا رو كه مي نويسم دستم مي لرزه .اگه درست يادم بياد از 81-82 شروع كردم به نوشتن تو دنياي مجازي، ولي هيچ وقت حتي تو بدترين حالت هم اين جوري نبودم . ديگه لازمه كه برم چون نود و نهمين دليل رو  هم پيدا كردم . بايد يه تجديد نظر اساسي كنم تو شيوه هام ...

 

بسه حالا ديگه بايد برم ....

 

 | 
تنبل شدم . خيلي هم تنبل شدم . ذهنم مشغوله . مشغول خيلي از چيزا .هرچند كه مشغول بودن تنها دليل ننوشتنم نيست ولي براي خودش توجيهي . امسال نمي دونم چرا به مناسبت ۸ مارس  چيزي ننوشتم ، يادم نرفته بود . راستش اس ام اس ها و تماس دوستان نمي ذاشت كه يادم بره ... ولي انگار يه چيزي به اسم انگيزه كم مي آرم.

هرچند روز زن روز همه زناست . ولي براي زناني واقعا بايد تبريك گفت هدفشون رو مي شناسن و به هر سختي كه شده دارن  به پيش مي رن .

مبارك .... به اميد داشتن جامعه انساني

نكته اول: برعكس بعضي ها كه فكر مي كنند جنبش زنان رو به جلو نبوده ، من فكر مي كنم جنبش زنان تونسته نقش و حضورش رو در معادلات سياسي اجتماعي بذاره . نگاه كنيدويژه نامه ادوار تحكيم وحدت

نكته دوم : بعد از خوندن مقالات ويژه نامه اي كه گفته شد ، به نظرات يه سري ازمردان دور از زنان عرصه سياست هم نگاهي ويژه بندازيم و خوشحال بشيم كه انگار نظراتشون داره يه جوراي تغيير مي كنه .

 | 
چه حس خوبي دارم اين روزا .مي ترسم چشامو رو هم بزارم همش بپره ....به همين راحتي .گنگ و گيجم ولي خيلي جالبه همين حالم رو دوست دارم . منطقي كه بهش فكر مي كنم ترس همه وجودم رو مي گيره ولي باز راضي ام ...

دارم يه چيزاي ديگه اي رو حس مي كنم  يه حس تازه از زن بودن ...

 | 
خدا رو شكر . فعلا مساله اون دختر بچه به شكل مقطعي حل شد . تلاش هاي ياسي و دوستاش تونست يه جورايي مساله رو فيصله بده . هرچند كه اصل قضيه سرجاشه . "چه ورود سخت و تلخي داشته به دنياي بزرگسالان "

به هر حال يه جورايي رست . خدا رو شكر مادربزرگي داشت كه قطعا از مادر دختر بچه بيشتر حالي اش بود . مادر بزرگي كه مي دونسته دختر كوچيك دخترش قربانيه . قرباني ندونستن ها و خشونت ها .

دلم گرفت،  ياسي مي گفت  وقتي اولين نشانه هاي بلوغ تو دختر بچه ـزودتر از سني كه تو جامعه مرسوم بوده ـ ديده شده بود عكس العمل مادر طرد كردن دخترش بوده نه همدلي و آموزش. دلم گرفت وقتي از پدر خشنش گفت .

تا اونجائي كه خبر دارم ،با مادر و مادر بزرگش رفته براي سقط و البته سقط هم كرده .... ولي قطعا شرايط زندگي اش ديگه اوني نيست كه بوده ...

 | 

گوشي رو كه برداشتم بعد سلام و عليك گفت "ميترا اگه به جاي من بودي با يه دختر بچه حامله چي كار مي كردي "مبهوت بودنم رو كه ديد گفت " امروز يه دختر بچه اي اومد كه فقط ۱۵ سالش بود و ندونسته حامله شده بود "

دخترك از يه خونواده فوقالعاده سنتيه .بعد از يه آشنائي خيابوني ،بدون اين كه بدونه برا چي مي ره و ممكنه چه اتفاقي بيفته مي ره خونه طرف . خودش مي گفته بعد از اون اتفاقي كه افتاده فهميده اون مساله اي كه گاهي وقتا بچه ها در گوشي درباره اش حرف مي زنن اينه ...

سعي مي كنم بتونم آينده اي خوب براي اين دختر بچه ترسيم كنه ولي نمي شه . حتي اگه خونواده اش  اون جور كه مي گه واقعا نكشنش . زندگي كه در پيش روشه كمتر از مرگ نيست . فشار عصبي فوقالعاده بالا ، خاطره اي بد از يه سكس بد ، حس مورد تهديد قرار گرفتن و مهمتر از همهع خانواده و جامعه اي كه اونو به عنوان يه فاحشه كوچولو مي بينه .

سقط جنين براش خطرناكه .همين جوريش هم سقط تو اين مملكت غير قانونيه و همين مساله باعث سقط هاي غير بهداشتي و مرگ ،نازايي و عفونت در تعداد زيادي از زنان شده . چه برسه به اين كه خيلي بچه است .

نمي دونم بايد يقه كي رو گرفت . تو گوش كي زد ؟ جامعه اي كه همه چي رو تو ي هاله اي احمقانه از شرم پشونده حتي طبيعي ترين و ضروري ترين نيازها رو . يا مملكتي كه امكان سقط حتي براي كساني كه از طريقي كه خودشون نامشروع مي دونن يا حتي بچه هايي كه حاصل تجاوز هستند نمي ده و نمي دونم . واقعا نمي دونم .

يه جمله تو ذهنم مدام مي چرخه " ميترا تو به جاي من بودي با يه دختر بچه حامله چي كار مي كردي ؟" 

 | 
عجيبه ،نمي دونم چرا حس مي كنم يه علفم . يه علف با ساقه هاي ظريف و شكننده . علفي كه تو خاك سست و نرم حاشيه رودخونه ريشه دونده ، ريشه هاي سست .

با هر جريان آب التهابي عميق وجودش رو پر مي كنه. محكم ريشه هاش رو تو خاك فرو مي بره و با قدرت چنگ مي زنه تا شايد تنها شايد بتونه بمونه . بتونه وضعيت نه چندان خوب و ثابتش رو حفظ كنه . مي دونه كه تو روزمرگي ها غرقه ولي نمي خواد دل به جريان آب بده . نمي خواد بره نمي خواد بدون اين كه خودش بخواد راهي بشه . اصلا مهم نيست كه دريا منتظرش باشه يا مرداب . دريا مال ماهي هاست . وجود ماهي ها با دريا تعريف مي شه و برعكس . اما برا من چي .مي شم يه ساقه لرزان روي آب و يا يه شئي گرفتار شده بين جلبك هاي سطح آب .

شجاعت ندارم كه بر خلاف آب شنا كنم . مثل اون ماهي آزاد كه حتي اگه مجبور باشه بر خلاف آب شنا مي كنه كه به دريا برسه و يا لااقل به مرداب نرسه ...

 

نكته : تو اين مدت غيبتم ،خيلي سعي كردم با افكار و احساسات عجيب غريبم كنار بيام . يه كم شده يه كم هم نشده . شايد يه چيزايش اينجا هم منعكس شه . . .  

 | 
 | 
محبوبه آزاد شد . خبرش رو از یکی از دوستان شنیدم و به محض گرفتن تائیدیه اش از دوست دیگه ام نمی دونستم از خوشحالی چیکار کنم .بعد این همه دلواپسی و نگرانی بلاخره برگشت بین خانواده و دوستانش . از این بابت خوشحالم . خیلی .

باهاش حرف زدم . باز مثل همیشه از تن صداش آرامش گرفتم . با صدای خنده اش که از پشت تلفن به گوشم می رسید .به یکباره همه غصه ها و دلواپسی های این چند وقت رو فراموش کردم و دوباره انرژی گرفتم .

 | 

 

 

خبر مثل ضربه پتک به سرم خورد . دوست خبرنگاری زنگ زد تا جزئیات خبری رو ازم بپرسه؛ غافل از این که من بی خبر تر از کسی بودم و هستم و تو هپروت خودم سیر می کنم . گفت محبوبه مقدم دوست توئه ؟ جوابم مثبت بود گفت می دونی چرا گرفتنش ؟ با تعجب و انکار گفتم نه نگرفتنش !! گفت چرا دستگیر شده . خودم نمی دونم اون موقع چه حالی داشتم ولی مامان می گه زرد زرد شده بودم و با لکنت حرف می زدم .

باور کردنش برام سخت بود و هست . سه هفته از دستگیری دوستی که با وجود کم سن و سالی اش همیشه الگوی من بود و هست  می گذشت و من هیچ چی نمی دونستم .... نه دوست خبرنگارم و نه بقیه دوستان مشترکمون از چرایی دستگیریش چیزی نمی دونستند .

 بیشتر از سه سال از آشنائی من به محبوبه می گذره ولی از فعالیت سیاسی و سطح فعالیتش خبر نداشتم . بیشتر شاهد فعالیت های علمی، ترجمه ها، مقاله هاش و گاهی اوقات اشعار لطیفش بودم .

نمی توتم تصور کنم محبوبه دختری که همیشه  تحلیل ها و نگاه حساسش نسبت به مسایل زنان، برای داشتن نگاه واقع بینانه به مساله زنان کمکم کرده ، محبوبه ای که قابل اتکا ترین فرد برای در میان گذاشتن مشکلات و مسائل شخصیمه، محبوبه ای که به قول یکی از دوستان مثل سایه است و می شه زیر سایه اش آرام گرفت و باز محبوبه ای که آرامش و اعتماد به نفسش به آدم قوت قلب می ده ؛ بیشتر از 3 هفته است که در سلول انفرادیه ...

برام مهم نیست که خطوط سیاسی اش چی بود و هست ،شاید کمترین مرز مشترک سیاسی اعتقادی با هم داشته باشیم ؛ تنها یک چیز برام مهمه و اونم اینه که محبوبه به عنوان یک انسان و هموطن به هر جرمی که دستگیر شده حق داره از حقوق انسانی و محاکمه عادلانه برخوردار بشه.

 آرزوی قبلی من اینه که محبوبه ای که من سالهاست  می شناسم، هر چه زودتر آزاد بشه و پیش خانواده و دوستانش برگرده ....

 | 

 

اینقدر عصبی هست که دنبال یه بهونه برای دعوا بگرده . دلش می خواد یکی یه چیزی بگه تا بزنه زیر گریه تا جای بغض تو گلوش رو هق هق گریه بگیره

همیشه همین جوریه ، معمولا قبل از پریودش این جوری می شه .چقدر دوست داره تو این دوران کسی کاری به کارش نداشته باشه ولی بر عکس این ایام به خاطر وضع روحی خودش تبدیل به پر تنش ترین روزهای هر ماه براش می شن .

خیلی وقتا حتی خودش هم از دست خودش خسته می شه ؛ بس که سر چیزای بی خودی اشکش در می آد و می زنه زیر گریه .

گاهی دلش می خواد داد بزنه، نزدیک پریود شدن منه! کسی کاری به کارم نداشته باشه . دلش می خواد بگه دست خودم نیست که اینقدر بهونه گیر و عصبی ام ...

*****

سندروم پی یا سندروم پیش از قاعدگی، مساله ای است که باوجود نداشتن همه گیری ودامنه وسیع ،هر ماه زندگی زنان بسیاری را تحت تاثیر خود قرار می دهد.افسردگی ،عصبی شدن،استرس، افزایش حساسیت عاطفی وتحریک پذیری مساله ای است که در فاصله یک هفته پیش از قاعدگی و یا همزمان با روزهای اول قاعدگی بروز کرده و باعث ایجاد برخی از مشکلات در زندگی فردی و اجتماعی زنان می گردد .

به نظر می رسد علت ایجاد این چنین مساله ای،در فشار واسترس ،بروز اختلال در زندگی عادی و همچنین انتظار برای فرارسیدن روزهای دردناک نهفته باشد.مساله ای که از نظر جسمی و روحی آنها را تحت تاثیر خود قرار می دهد .

به هر صورت این مساله نظیر پریود های دردناک ارتباط مستقیمی با وضعیت فرهنگی جامعه و نوع نگاه جامعه نسبت با این مساله طبیعی دارد .به طوری که  شناخت صحیح آن می تواند در کاهش فشارها و تنش های ناشی از آن بسیار موثر باشد .

 | 
powered by : Blogfa , free persian blog service.

pictofxt

Digital Classic Template

template id : TBF_007 template name : Digital Classic

equal

میترا

http://equal.blogfa.com

فمینا

من اینک یک زن Free Blog Templates

Template Design Workshop offers professional web templates, flash templates and other web design products available for immediate download. This template also designed by Template Design Workshop design team. You can download free templates for your site, blog, cms or portal. Feel free to contact us about new templates.

Multimedia Design Group Bigest Blog Template Center Multimedia Design Group Medium Blog Medium Blog Free Blog Templates Blog Templates Free Blog and Site Templates Flashmate Free Persian Blog Templates. Advanced Persian Blog Templates. pictofxt